درد دل مادرانه
سلام عزیزای مامان این روزها بابا دنبال کار پایان نامشه و من باشما دوتا تا عصر تنهایم دلم خیلی گرفته نمیدونید چقدر دعا کردم بچه دار بشم تا از تنهایی دربیام و باهاتون سرگرم بشم ولی به سرگرمی شماها فکر نکرده بودم منو ببخشید اگه نمیتونم هر روز ببرمتون پارک یا ببرمتون بیرون و باید محیط خونه را تحمل کنید البته اگه بابا کاری نداشته باشه میبردمون ولی اکثرا کار داره غریبی خیلی سخته نازنینای من برای همین من تصمیم گرفتم شمارا به غربت عروس و داماد نکنم خیلی خیلی دوستون دارم حاظرم هر سختی را تحمل کنم تا شماها بخندید خدایا خودت مثل همیشه کمکم کن و امدادهای غیبیت رابرسان خودت خنده را بر لبان فرزندانم بگذارو انها را شاد گردان خدایا تحملم را بیشتر کن وشادی را در وجودم بنما تا مادرو همسری شاد باشم و بتوانم همسر و فرزندانم را شاد کنم خدای مهربانم سلامتی را برای همه خانواده و همسر و فرزندانم ارزو مندم


درد دل مادرانه
